جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، که از تاریخ ۱ مارس آغاز شد، به عنوان یک مثال بارز از ناتوانی قدرتهای نظامی پیشرفته در دستیابی به اهداف سیاسی از طریق تکیه بر فناوریهای نظامی شناخته میشود. رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، دونالد ترامپ، پیشبینی کرده بود که این جنگ تنها چهار هفته به طول خواهد انجامید و به تغییر نظام در تهران منجر خواهد شد. این جنگ که با عنوان "شوک و وحشت" شناخته میشود، با تکیه بر برتری کیفی نظامی آمریکا و حملات دقیق علیه نیروهای مسلح ایران آغاز شد.
تأثیرات فناوری و فاصله جغرافیایی
با وجود موفقیتهای اولیه، واقعیتهای جنگ نشان داد که تکیه بر فناوری و عملیات دوربرد به سادگی نمیتواند جایگزین عزم و اراده لازم برای پیروزی شود. ایالات متحده به دنبال اهداف بزرگتری بود در حالی که فاصله جغرافیایی و فناوریهای پیشرفته، ناتوانیهای اساسی در تحقق این اهداف را نمایان کرد. قدرتهای نظامی پیشرفته در جنگهای نامتقارن، به ویژه در شرایطی که عزم طرف مقابل بیشتر باشد، با چالشهای جدی روبرو میشوند.
بیشتر بخوانید: جنگ ایران؛ بحرانی که خلیج فارس را در بستر ناامنی میبرد
نمونههای تاریخی و درسهای آموخته شده
تاریخ جنگهای گذشته، از جمله جنگ ویتنام و افغانستان، نشانههایی از این واقعیت را به تصویر کشیده است. در جنگ ویتنام، ایالات متحده با وجود برتری نظامی، نتوانست به پیروزی دست یابد. در افغانستان، ایالات متحده با افزایش نیروها و تغییر اهداف، در نهایت نتوانست به یک تحول اجتماعی پایدار دست یابد. این نکته به وضوح نشان میدهد که فناوریهای نظامی به تنهایی نمیتوانند به پیروزی منجر شوند و عزم و اراده طرف مقابل نیز نقش بسیار کلیدی در نتیجه جنگ دارد.
جنگ اخیر ایران و اسرائیل، به وضوح چالشهای جدی در توازن قدرت را نمایان میکند. ایران با پیوند زدن عزم و قدرت نظامی خود، توانسته است تا از سقوط رژیم خود جلوگیری کند و در عوض، نشان دهد که میتواند جنگی طولانیمدت را تحمل کند. این مسأله به وضوح نشان میدهد که فناوریهای نظامی به تنهایی نمیتوانند جایگزین عزم و اراده لازم برای پیروزی شوند.
بیشتر بخوانید: فشار ایران و حوثیها بر عربستان سعودی در یمن · پیشگویی رئیسجمهور ایران دربارهٔ جنگ با آمریکا و اسرائیل




